|
روزی روزگاری، مهندس موسوی
امروز، انگار وقتش رسیده که چیزی بنویسم و این بار نه از فیلم و سینما و فوتبال که در این سالها، از وقتی که خودم را شناختم، عشق و زندگی ام را شامل می شدند، این بار اما می خواهم از سیاست بنویسم و شاید به این دلیل، که این بار این سیاست با هنر گره خورده است…
مژده ام. ۲۲ ساله شده ام این روزها و تمام حسرت این سال هایم وقتی زمان انتخابات سر می رسد این بوده، که چرا زمانی که خاتمی در عرصه بود، هجده سالِ تمام نداشتم که به او رای دهم… و این انتخاب لذت بخش را همراه با همه ی مردم ایران تجربه کنم…حسرت می خوردم، حسرت می خوردم، حسرت می خوردم… اما از امسال به بعد دیگر این حسرت را نخواهم داشت، چرا که قرار است به میرحسین رای بدهم که خاتمی یار اوست و انگار که دارم به او رای می دهم…
در تمام این روزها، من و ما محکوم شده ایم که خاتمی، به تنهایی دلیلی محکم برای رای دادن به میرحسین موسوی محسوب نمی شود… دیروز اگر دلیلم او بود، امروز علاوه بر او، دلایل دیگری هم دارم…امروز مناظره ها را دیده ام، حرف هایش را شنیده ام و خوانده ام…فیلم هایش را دیده ام و می دانم که او بهترین گزینه است.. هر چند برای من خواست خاتمی به تنهایی هم مهم بود و دلیلی کافی برای رای دادنم به میرحسین موسوی.
اما من چهار سال پیش، بر خلاف همه ی تحریمی ها، در دور اول هم رای دادم، به معین… و شاید آن موقع او بهترین گزینه بود و حالا با خودم می گویم، کاش همه رای داده بودند و هیچ کس تحریم نمی کرد.این بار، شور و نشاط رای دادن بیش از پیش است و امیدوارم همه ی تحریمی ها، تحریم کذاییشان را بشکنند و با رای دادنشان به نجات من و ما و این ایران بیایند…به نجات من و ما و ایران بیایند… به نجات ایران بیایند.. به نجات من و ما بیایند…
سبز پوش شده ام، که سبز رنگ زندگیست، رنگ امید به آینده.امید به زندگی بهتر، امید به داشتن وطنی بهتر و زیباتر…شعار می دهم؟ باور کنید اکنون عقیده و آرمانم این است… و برای این عقیده تلاش می کنم.. حتی اگر به نظر برسد که شعار می دهم.. اگر در ابتدای راه شک داشتم، حالا مطمئنم که من و ما همه باید سبزپوش شویم و از آرمانمان دفاع کنیم و انشالله که به پیروزی برسیم و چه قدر تلاش در راه آرمان آن هم به صورت گروهی لذت بخش است…لذت بخش است…لذت بخش است.
خسته شده ایم از راست نمایی، از پرونده سازی، از افترا، از خفت، از فلاکت، از دروغ و دروغ گو و دروغ گویی… این بار وقتش رسیده که سرنوشتمان را به دست این و آن نسپاریم… سرنوشتمان را خودمان مشخص کنیم…خودمان مشخص کنیم… خودمان…
به مهندس موسوی رای بدهیم، به میرحسین رای بدهیم، به او رای بدهیم و امیدوار باشیم، که زندگی بهتری در انتظار همه ی ماست…امیدوار باشیم... امیدوار باشیم....امیدوار باشیم...
|